یه زمانی اینجوری بود(فراتر از شیمی)
یه زمانی دخترا و پسرا اول ازدواج میکردن بعد با هم آشنا میشدن اما حالا اول آشنا میشن بعد شاید ازدواج کنن !!
یه زمانی مهمونی میدادن تا دور هم جمع بشن اما حالا مهمونی میدن تا جمع رو دور بزنن
یه زمانی مردم نون توی سفره هم میذاشتن اما حالا کلاه سر هم میذارن
یه زمان مردم با یه لقمه نون هم سیر میشدن اما حالا با یه دنیا هم سیر نمیشن
یه زمانی دست به پشت داماد میزدن اگه خاک بلند میشد میگفتن داماد اهل کار و زندگی است اما حالا نیگا میکنن با خط اتوی لباس داماد میشه خربزه را قاچ کرد یا نه
یه زمانی خانواده ها دور بزرگترشان حلقه میزدن اما حالا دور تلویزیون حلقه میزنن و بزرگ فامیلشان یه تلویزیون 29 اینچه
یه زمانی مهمونی میدادن تا دور هم جمع بشن اما حالا مهمونی میدن تا جمع رو دور بزنن
یه زمانی مردم نون توی سفره هم میذاشتن اما حالا کلاه سر هم میذارن
یه زمان مردم با یه لقمه نون هم سیر میشدن اما حالا با یه دنیا هم سیر نمیشن
یه زمانی دست به پشت داماد میزدن اگه خاک بلند میشد میگفتن داماد اهل کار و زندگی است اما حالا نیگا میکنن با خط اتوی لباس داماد میشه خربزه را قاچ کرد یا نه
یه زمانی خانواده ها دور بزرگترشان حلقه میزدن اما حالا دور تلویزیون حلقه میزنن و بزرگ فامیلشان یه تلویزیون 29 اینچه
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ ساعت 19 توسط جعفر باقری
|